نافتاده

لغت نامه دهخدا

نافتاده. [ ف ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نیفتاده. || واقعناشده. رخ نداده. حادث نشده. || که مبتلا و ناتوان نشده است. که شکست نخورده است. مقابل افتاده به معنی درمانده:
مستی به نخست باده سخت است
افتادن نافتاده سخت است.نظامی.

جمله سازی با نافتاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مستی به نخست باده سخت است افتادن نافتاده سخت است