ناشکستن

مترادف‌ها

شکست‌ناپذیر، استوار

متضادها

شکست‌خورده، شکسته

لغت نامه دهخدا

ناشکستن. [ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص منفی ) نشکستن. مقابل شکستن.

جمله سازی با ناشکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بر دلم افسون بی‌دردی مخوان ای عافیت شیشه‌ای دارم که یاد ناشکستن سنگ اوست

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران