مهمانخانه دار

لغت نامه دهخدا

مهمانخانه دار. [ م ِ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) دارنده و مالک مهمانخانه. || مدیر مهمانخانه.

فرهنگ فارسی

دارنده و مالک مهمانخانه یا مدیر مهمانخانه.

فرهنگستان زبان و ادب

{hotelier} [گردشگری و جهانگردی] صاحب مهمان خانه/ هتل یا کسی که آن را اداره کند متـ. هتل دار

جمله سازی با مهمانخانه دار

💡 داستان در ۱۸۱۵ در دینی-له-بن آغاز می‌شود، جایی که ژان والژان به عنوان یک روستایی پس از نوزده سال حبس - پنج سال برای دزدیدن نان برای سیر کردن خواهر و خانواده او و چهارده سال به خاطر فرارهای متعدد او- از زندان آزاد شده‌است. او توسط مهمانخانه دار پس رانده می‌شود زیرا گذرنامه او زردرنگ است و نشان می‌دهد که پیش از این جبرکار بوده‌است. او با عصبانیت در خیابان می‌خوابد.

💡 چند سال پیش از آن دختری به نام فانتین عاشق پسری به نام فلیکس تولومیه‌س می‌شود. لیستولیه، فاموی و بلاشوول از دوستان فلیکس بودند که هر کدام با دوستان فانتین یعنی دالیا، زفین و فاووریت رابطه داشتند. مردان زنان را ترک و به رابطه‌های خود به چشم سرگرمی جوانی نگاه کردند. فانتین نیاز به منبعی برای زندگی خود و دختر فلیکس، کوزت داشت. هنگامی که فانتین به مونفرمی رسید کوزت را تحت مراقبت مهمانخانه دار خودخواه و همسر بدجنس او، مادام و موسیو تناردیه گذاشت.