لغت نامه دهخدا
متسمع. [ م ُ ت َ س َم ْ م ِ ] ( ع ص ) شنونده و گوش نهنده به سوی کسی. ( آنندراج ). گوش دهنده و شنونده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تسمع شود.
متسمع. [ م ُ ت َ س َم ْ م ِ ] ( ع ص ) شنونده و گوش نهنده به سوی کسی. ( آنندراج ). گوش دهنده و شنونده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تسمع شود.
💡 هنگامی که قسمتی از رودهٔ باریک بوسیلهٔ کیموس متسمع میشود این اتساع (کشش) موجب بروز انقباضات موضعی میشود که به فواصل معین در طول روده به وجود میآیند. این انقباضات ریتمیک با فرکانس ۱۱ تا ۱۲ بار در دقیقه یا فرکانسهای تدریجاً کمتری تا ۷ بار در دقیقه در انتهای ایلئوم ایجاد میشود. طول هر انقباض در حدود یک سانتیمتر است.