مالیخولیایی

لغت نامه دهخدا

مالیخولیایی. ( ص نسبی ) منسوب به مالیخولیا.
- مزاج مالیخولیایی؛( در پزشکی قدیم ) مزاج سوداوی. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به سوداوی شود.
|| کسی که مبتلی به مالیخولیا و خبط دماغ است. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

مبتلا به مالیخولیا.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- منسوب به مالیخولیا: مزاج مالیخولیایی. ۲- کسی که مبتلی به مالیخولیاوخبط دماغ است. یا مزاج مالیخولیایی. مزاج سواوی.

فرهنگستان زبان و ادب

[روان شناسی] ← سودازده

جمله سازی با مالیخولیایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوبوآ هرگز نتوانست اپرایی در سالن برتر اپرای پاریس اجرا کند اما در سال ۱۸۸۳، موفق شد در این سالن باله‌ای در سه پرده به‌نام فراندول[غ] با هدایت روسیتا ماوری اجرا کند. «سالنامه تئاتر و موسیقی» دربارهٔ این باله نوشت: یک «موسیقی برجسته با شکلی مالیخولیایی که مانند خورشید جنوب، فقط اندکی گرما و رنگ دارد» و اضافه می‌کند «این اثر اگرچه اصالت و الهام‌بخشیِ برجسته‌ای نداشت ولی به خوبی نوشته شده بود و در کل، حرکات باله مناسب بود». این قطعه مورد استقبال قرار گرفت و بارها در سالن‌های اپرا اجرا شد. دوبوآ در همان سال نشان افتخار لژیون دونور را دریافت کرد.