لغت نامه دهخدا
لزوم داشتن. [ل ُ ت َ ] ( مص مرکب ) ضرورت داشتن. انفکاک نپذیرفتن.
لزوم داشتن. [ل ُ ت َ ] ( مص مرکب ) ضرورت داشتن. انفکاک نپذیرفتن.
( مصدر ) لازم بودن ضرور بودن بایستن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «آنچه مرا واداشت زندگی و وقتم را صرف ساختن باغ موزه ای برای هنرهای تجسمی بکنم، لزوم داشتن مکانی برای عرضه آثار بزرگ تر و پلی برای ارتباط بین هنرمندان ایران و خارج از ایران است. جایی که بتواند مکانی برای نمایش آثاری شود که از قوام و معنایی جدا از حرکتهای زودگذر و مقطعی باشد. هنری که بتواند بماند و یادگاری برای آیندگان باشد.»