لغت نامه دهخدا
فسایی. [ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب به شهر فسا. ( یادداشت بخط مؤلف ). فسوی. فساوی. رجوع به این کلمات شود.
فسایی. [ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب به شهر فسا. ( یادداشت بخط مؤلف ). فسوی. فساوی. رجوع به این کلمات شود.
( صفت ) منسوب به فسا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاج حسن خان حسینی طبیب فسایی فارسی معروف به میرزا حسن حسینی فسایی (۱۲۳۷–۱۳۱۶ ه.ق) فرزند میرزا حسن نویسنده فارسنامه ناصری در سال ۱۳۱۳ ه.ق است.
💡 در مکتب به آموختن قرآن پرداخت و در محضر دانشمندان عصر به فراگرفتن علوم متداول مشغول شد. از همان ابتدای زندگی تمایلات عرفانی داشت، تا این که در ۲۵ سالگی از خلق برید و در کوههای اطراف شیراز به عبادت و ریاضت پرداخت و حافظ قرآن شد و نزد نخستین مرشد خود، شیخ جمالالدین فسایی رفت. [نیازمند منبع]