فریزن
مترادفها
منجمد، یخزده، یخبسته
متضادها
ذوب شده
لغت نامه دهخدا
فریزن. [ ف َ زَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان که دارای صد تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غلات و میوه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
فریزن. [ ف َ زَ ] ( اِخ ) قریه ای است دم دروازه هرات که فریزه خوانند. ( از معجم البلدان ). رجوع به فریزان شود.
جمله سازی با فریزن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فارمهای پرورشی، این نژاد بهطور گسترده پرورش داده میشود و با هلشتاین فریزن و براون سوییس رقابت میکند. هر چند این نژاد شیر کمتری نسبت به هلشتاین فریزن و براون سوییس تولید میکند، اما مقاومت ایرشایر نسبت به کمبود غذا و زمین حاصلخیز و دمای بالا بسیار بیشتر است.
💡 امروزه، اقتصاد شلسویگ-هولشتاین به دلیل کشاورزی، ماهیگیری، و دامپروری، مانند گاو هلشتاین فریزن شناخته شدهاست. موقعیت جغرافیایی این ایالت و قرارگیری آن در نزدیکی اقیانوس اطلس آن را به یک نقطهٔ تجاری بزرگ و سایت کشتیسازی تبدیل کردهاست. همچنین کانال کیل در این ایالت قرار داد. چاههای نفت و مزارع بادی آن در دریا مقادیر قابل توجهی انرژی تولید میکنند. این ایالت یک مقصد گردشگری محبوب برای آلمانیها و گردشگران در سراسر جهان است.