فریبگه
لغت نامه دهخدا
فریبگه. [ ف ِ / ف َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) فریبگاه. رجوع به فریبگاه شود.
جمله سازی با فریبگه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خسرو خوش آن کسان که فروزند شمع عیش و آتش درین فریبگه پر بلا زنند