لغت نامه دهخدا
یک تخت. [ ی َ / ی ِ ت َ ] ( اِ مرکب ) یک تخته. یک دست. ( یادداشت مؤلف ): اما چون سوگند در میان است از جامه خانه های خاص برای تشریف و مباهات یک تخت جامه از طراز خوزستان... برگیرم. ( کلیله و دمنه ).
یک تخت. [ ی َ / ی ِ ت َ ] ( اِ مرکب ) یک تخته. یک دست. ( یادداشت مؤلف ): اما چون سوگند در میان است از جامه خانه های خاص برای تشریف و مباهات یک تخت جامه از طراز خوزستان... برگیرم. ( کلیله و دمنه ).
یک تخته یک دست
💡 تخت آهنین یک تخت پادشاهی تخیلی مربوط به سری ترانه یخ و آتش و همچنین اقتباس تلویزیونی آن یعنی بازی تاج و تخت است. پس از موفقیت سریال بازی تاج و تخت، تخت آهنین تبدیل به نمادی برای کل مجموعه شد.
💡 او به کریتوس یادآوری میکند که یک تخت در کوه المپ خالی است و یک خدای جنگ جدید لازم است. او به کریتوس پیشنهاد خدای جنگ شدن را میدهد و دری که به کوه المپ و تخت خدایی منتهی میشود را برای او میگشاید، و اینگونه کریتوس خدای جنگ میشود؛ و انتقامگیری از تمام خدایان آغاز…!
💡 برای نگهداری در آپارتمان مناسب است به شرط آنکه در طول روز به اندازه کافی فعالیت داشته باشد. در داخل خانه بسیار پر جنب و جوش است و یک حیاط متوسط میتواند مکان مناسبی را برای زندگی و بازیش فراهم کند. اگر در داخل خانه نگهداری میشود بهتر است که یک تخت یا خانه مخصوص به خود داشته باشد. حتما باید جای خودش را داشته باشد
💡 همچنین بیمارستان دارای بخش جراحی با ۲ اتاق عمل، بخش آنژیوگرافی با یک تخت آنژیو و بخش دیالیز با ۱۲ تخت فعال میباشد.
💡 -در درام چین صحنه آرایی اندک است و تماشاگران برای فهمیدن نمایشنامه ناچار هستند تخیل خود را به کار گیرند (یک صندلی شاید نمادی از پل، یا کوه یا یک تخت سلطنتی باشد).