کاپیتو
لغت نامه دهخدا
کاپیتو. [ ت ُ ] ( اِخ ) کایوس اتیوس. وقایعنگار رومی عهد اغسطس ( اگوست ).
فرهنگ فارسی
وقایع نگار رومی
جمله سازی با کاپیتو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جوست کاپیتو مدیر تیم ویلیامز، پس از صرف شام در روز جمعه با رایکونن به قرنطینه اجباری رفت.
💡 بلکراک در سال ۱۹۸۸ توسط لارنس فینک (رئیس هیئت مدیره کنونی) و با مشارکت رابرت کاپیتو و سوزان واگنر تأسیس شد و در سالهای نخست بهعنوان شرکت تابعه گروه بلکاستون فعالیت نمود. ستاد مرکزی این شرکت در شهر نیویورک قرار دارد و بخشی از سهام آن در بازار بورس نیویورک دادوستد میشود.