لغت نامه دهخدا
پردوام. [ پ ُ دَ ] ( ص مرکب ) که بسیار پاید.
پردوام. [ پ ُ دَ ] ( ص مرکب ) که بسیار پاید.
آنچه دوام بسیار داشته باشد.
( صفت ) آنکه بسیار پاید آنکه بسیار دوام کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصولاً پارچهٔ ترمه به سبب بافت منحصر به فرد، و به دلیل تراکم زیاد پودهایش از یک مقاومت نسبی مطلوب برخوردار است و در مجموع پردوام تر از بقیهٔ انواع پارچه است. با این وجود، نور و رطوبت از بزرگترین عوامل رنگ پریدگی ترمه است؛ زیرا قسمتهای سیاه آن در برابر نور و حرارت حساس تر از بقیهٔ قسمتها بوده و به راحتی آنها را جذب میکند.