لغت نامه دهخدا
پرتوشناسی. [ پ َ ت َ / تُو ش ِ ] ( حامص مرکب ) رادیولژی. ( فرهنگستان ).
پرتوشناسی. [ پ َ ت َ / تُو ش ِ ] ( حامص مرکب ) رادیولژی. ( فرهنگستان ).
(پَ تُ ش ِ ) (حامص. اِمر. ) به کار بردن اشعة ایکس برای تشخیص و معالجة امراض، رادیولوژیوی.
مطالعه و تشخیص مرض با استفاده از اشعۀ مجهول، رادیولوژی.
تشخیص مرض بااستفاده ازاشعه مجهول
( اسم ) بکار بردن اشع. ایکس برای تشخیص و معالج. امراض رادیولوژی.
{radiology} [پزشکی] شاخه ای از پزشکی که با استفاده از پرتوِ ایکس و انواع دیگر پرتوِها به تشخیص و درمان بیماری کمک می کند متـ. پرتوپزشکی * مصوب فرهنگستان اول
پرتوشناسی (radiology)
شاخه ای از پزشکی برای تشخیص و درمان جراحات و بیماری ها، با استفاده از انواع پرتوها، ازجمله پرتو ایکس و مواد پرتوزا.
به کار بردن اشعة ایکس برای تشخیص و معالجة امراض؛ رادیولوژیوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پردازش تصویر در پرتوشناسی پزشکی،