لغت نامه دهخدا
پاک نهاد. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) پاک فطرت. پاکدرون. پاک طینت. پاک سرشت:
نازنینی چو تو پاکیزه دل و پاک نهاد
بهتر آنست که با مردم بد ننشینی.حافظ.اشک آلوده ما گرچه روانست ولی
به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم.حافظ.
پاک نهاد. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) پاک فطرت. پاکدرون. پاک طینت. پاک سرشت:
نازنینی چو تو پاکیزه دل و پاک نهاد
بهتر آنست که با مردم بد ننشینی.حافظ.اشک آلوده ما گرچه روانست ولی
به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم.حافظ.
کسی که سرشت و طینت پاک و نیکو دارد، پاک طینت، نیک سرشت.
( صفت ) پاک درون پاک سرشت پاک فطرت پاک طینت.
پاک فطرت
پاک طینت، نیک سرشت، کسی که نیت پاک دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگر ز روی وفا دوستان پاک نهاد دعای عمر کنندم ولی قبول مباد
💡 دلش شد همچو صبح از گرد شب پاک نهاد از خاکساری روی بر خاک
💡 پیر خندید که ای پاک نهاد نامت از لوح بقا باک مباد