لغت نامه دهخدا
ول خرجی. [ وِ خ َ] ( حامص مرکب ) عمل ولخرج. اسراف در خرج. باددستی.
ول خرجی. [ وِ خ َ] ( حامص مرکب ) عمل ولخرج. اسراف در خرج. باددستی.
ولخرج بودن و پول خود را بیهوده خرج کردن.
اسراف در خرج:((... و گشاده دستیها و ولخرجیهایش را در خانه... تصویب نمیکنم. ) )
💡 و کسانیاند که چون انفاق کنند، نه ولخرجی میکنند و نه تنگ میگیرند، و میان این دو [روش] حد وسط را برمیگزینند.
💡 در سال ۱۷۰۳، ملکه اینوون، شاهزاده یونینگ را به فرزندی پذیرفت، و او را مانند پسر خود می دانست. در سال ۱۷۰۴، سالنامه سلسله چوسان بیان می کند که برای ازدواج یونینگ، پادشاه سوکجونگ دستور یک مراسم بسیار باشکوه و تجملاتی را داد. وزرا و اشراف نسبت به این ولخرجی ها اعتراض کردند و به شاهزاده یونینگ شکایت کردند. زیرا او حتی ولیعهد هم نبود، بلکه پسر یک صیغه سلطنتی بود.