لغت نامه دهخدا
هرزه درایی. [ هََ زَ / زِ دَ ] ( حامص مرکب ) هرزه لایی. ژاژخایی. هرزه خایی. یاوه گویی. یاوه سرایی. ( یادداشت به خط مؤلف ). پرحرفی و یاوه گویی. ( ناظم الاطباء ).
هرزه درایی. [ هََ زَ / زِ دَ ] ( حامص مرکب ) هرزه لایی. ژاژخایی. هرزه خایی. یاوه گویی. یاوه سرایی. ( یادداشت به خط مؤلف ). پرحرفی و یاوه گویی. ( ناظم الاطباء ).
یاوهگویی ژاژخایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس کن قاآنیا چه هرزه درایی رو که به درگاه شه کم از همهیی تو
💡 از هرزه درایی اثر از بانگ جرس خاست بسیار چو شد زمزمه تأثیر ندارد
💡 یک تن خمش ز هرزه درایی نمی شود فریاد من به گوش که در انجمن رسد
💡 الله، که عمر بیش بهاتر ز ممکنات از دست شد به هرزه درایی و خودسری
💡 هست در هرزه درایی خطر راهروان رهزنان بیش به آواز جرس می آیند
💡 وگر زگفت منت ای حسود انکاریست چسود هرزه درایی درآ به میدانم