گیتی خدیو

لغت نامه دهخدا

گیتی خدیو. [ خ َ وْ ] ( اِ مرکب ) پادشاه گیتی. ( از برهان قاطع، ذیل ماده خدیو ):
جهاندار محمود گیتی خدیو
که بسته به شمشیر گیتی ز دیو.فردوسی.|| وزیر گیتی. || خداوندگار. خداوند روزگار. || بزرگ گیتی و جهان. || یگانه عصر. ( از برهان قاطع، ذیل ماده خدیو ).

فرهنگ عمید

پادشاه جهان.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - پادشاه جهان سلطان اعظم: جهاندار محمود گیتی خدیو که بستد بشمشیر گیتی ز دیو. ۲ - بزرگ گیتی خداوند گار.

جمله سازی با گیتی خدیو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی زشت را کرد گیتی خدیو که از کتف مارست و از چهره دیو

💡 چنین یاد دارم که در اصفهان سپهدار گیتی خدیو جهان

💡 امیر فلک آستان فخر گیتی خدیو ملک پاسبان خان دوران

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز