گرد یتیمی

لغت نامه دهخدا

گرد یتیمی. [ گ َ دِ ی َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آبداری و صفایی مروارید است. ( آنندراج ):
در نقطه خاک است نهان گر خبری هست
در پرده این گرد یتیمی گهری هست.صائب ( از آنندراج ).

جمله سازی با گرد یتیمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بحر نتواند غبار غم ز دل شستن مرا چون گهر گرد یتیمی گشته جزو تن مرا

💡 غبار غم نظر بر مردم روشن گهر دارد نصیبی نیست از گرد یتیمی مهره گل را

💡 بر گهر گرد یتیمی آبروی عزت است از حریم وصل این بی تاب را راندن نداشت

💡 از گهر گرد یتیمی بحر نتوانست شست کلفت عاشق کم از اشک دمادم کی شود؟

💡 گوهر از گرد یتیمی نتواند دل کند گرد مجنون نتوان از دل این صحرا برد

💡 خواری روشن ضمیران پیش خیر عزت است گردد از گرد یتیمی گرم، بازار گهر

ضحاک یعنی چه؟
ضحاک یعنی چه؟
تانک یعنی چه؟
تانک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز