گران پیکر
مترادفها
تنومند، ستبر، عظیمالجثه، پرهیکل، سنگینبدن
فرهنگ عمید
آن که پیکر سنگین دارد، سنگین وزن.
فرهنگ فارسی
آنکه پیکری سنگین دارد سنگین وزن: افعیانی آدمی وش مردمی افعی پرست وه که اندر دست من گرزی گران پیکر شود. ( بهار )
جمله سازی با گران پیکر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوش گران پیکر دهریم و نزد ما پیغام آشنا برسیدن نمی رسد