چشم بلبل

لغت نامه دهخدا

چشم بلبل. [ چ َ / چ ِ ب ُب ُ ] ( اِ مرکب ) نوعی از پارچه که بصورت چشم بلبلان میبافند و «بلبل چشم » نیز میگویند. ( آنندراج ). نوعی ازقماش. ( ناظم الاطباء ). چشم بلبلی ( جامه ):
چشم بلبل پوشم ارگردد تنت گلبندپوش
عشقبازی میکنم با لاله رویان در لباس.اشرف ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

نوعی پارچه با خال های ریز شبیه چشم بلبل، بلبل چشم.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نوعی پارچه که بصورت چشم بلبلان بافند بلبل چشم.

جمله سازی با چشم بلبل

💡 رفتی چو آن گل ما از بهر صید گلشن گل را به چشم بلبل کی اعتبار بودی

💡 بی‌خودی گل می‌کند از نالهٔ نی در دلم نیستان پنداری آب از چشم بلبل می‌برد

💡 اگر نظّاره‌ گل می‌توان کرد وطن در چشم بلبل می‌توان‌ کرد

💡 از رخت آئینه من دامن گلچین شود چشم بلبل عکس خواب آلوده را بالین شود

💡 از نزاکت رنگ اگر بر چهره گل بشکند خار از بیطاقتی در چشم بلبل بشکند

💡 پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد شاخ سنبل را شکستی خاطر گل تازه شد