چار مذهب

لغت نامه دهخدا

چارمذهب. [ م َ هََ ] ( اِخ ) کنایه از حنفی ̍، شافعی، مالکی و حنبلی. ( آنندراج ) ( غیاث ). چهارمذهب. چارمذهب اهل تسنن،مذهب حنفی، مذهب شافعی، مذهب حنبلی و مذهب مالکی.

فرهنگ فارسی

کنایه از حنفی - شافعی - مالکی - حنبلی.

جمله سازی با چار مذهب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کی ز هفتاد و دو ملت می توانی یافتن اختلافی را که من در چار مذهب یافتم

💡 روافض آنکه ازتوحید دور است بعلم چار مذهب خود کفور است

💡 میی گو چو آب زلال آمده است به هر چار مذهب حلال آمده است

💡 شرع احمدبین که صادق دیده است چار مذهب اندر او گردیده است

💡 گرچه همچون قطب گردون در تجرد ثابتم دختران نعش را در چار مذهب شوهرم

💡 در طول تاریخ اسلام، بحث‌های علمی گسترده‌ای میان علمای چار مذهب در مورد مسائل فقهی و نحوه استنباط احکام از منابع اصلی دین صورت گرفته است.

💡 مطالعه تفصیلی در متون قدیمی نشان می‌دهد که پیروان چار مذهب، با وجود تفاوت‌های جزئی در برخی جزئیات، همگی بر اصول بنیادین دین توافق داشتند.

💡 بسیاری از پژوهشگران حوزه اسلام‌شناسی معتقدند که شناخت دقیق دیدگاه‌های چار مذهب به درک بهتر تنوع فقهی و فرهنگی در جهان اسلام کمک شایانی می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران