لغت نامه دهخدا
پنجر. [ پ َ ج َ ] ( اِ ) مخفف پنجره است و هر چیزی که مشبک و شبکه دار باشد. ( برهان قاطع ). هرچه مشبک باشد و آنچه از چوب و غیره جائی سازند ( ؟ ). ( غیاث اللغات ). || قفس. ( برهان قاطع ). رجوع به پنجره شود.
پنجر. [ پ َ ج َ ] ( اِ ) مخفف پنجره است و هر چیزی که مشبک و شبکه دار باشد. ( برهان قاطع ). هرچه مشبک باشد و آنچه از چوب و غیره جائی سازند ( ؟ ). ( غیاث اللغات ). || قفس. ( برهان قاطع ). رجوع به پنجره شود.
۱. هرچیز مشبک و سوراخ سوراخ.
۲. قفس.
( اسم ) ۱- دریچه ای بود در دیوار که ببیرون نگرند مشبکی باشد که در سرایها بر دریچها نهند. ۲- هر چه مشبک باشد. ۳- تنک. آهنی پر سوراخ. ۴- دیدهبان کشتی. ۵- خان. چوبین که برای درندگان و طیور سازند قفص قفس. یا پنجر. لاجورد. آسمان. یا مثل پنجره. مشبک شبکه دریچه دار مغربل.
💡 ریاضت مجاعت کشیده ورنج احتمای پنجر وزه دیده، هر یک چون نعامه آتش خوار گشته و چون همای استخوان خای شده.