پرغصه

لغت نامه دهخدا

پرغصه. [ پ ُ غ ُص ْ ص َ / ص ِ ] ( ص مرکب ) در تداول عوام، پراندوه. بسیار اندوهگین.

فرهنگ عمید

پرغم، پراندوه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) سخت اندوهگین پر اندوه.

جمله سازی با پرغصه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما را نباشد در جهان غیر از دل پرغصه ای در حیرتم زان بیخرد کو رشک بر ما می برد

💡 لیک دل پرغصه رفتم زیر خاک قصهٔ دل چون نهانی داشتم

💡 پیوسته حسد بودی پرغصه ولیک این دم می‌جوشد و می‌روید از عین حسد خنده

💡 عالم همه پرغصه و آن نرگس مخمور فارغ ز بدایات و نهایات افندی

💡 صد قصه پرغصه من ظلم رسیده بردم به سر راه ولی شاه نیامد

💡 پادشاها با دمی سرد آمدم با دلی پرغصه و درد آمدم

گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز