پای چوبین

لغت نامه دهخدا

پای چوبین. [ ی ِ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) پای که از چوب کنند لنگان را:
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود.مولوی.چوبی که بازیگران بر پای خود بندند و بلند شوند وبه آن براه بروند. ( تتمه برهان قاطع ). چوبی که چوپانان برپای بندند تا قدمها فراخ بردارند.

فرهنگ فارسی

پای که از چوب کنند لنگان را

جمله سازی با پای چوبین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرو بی حاصل اگر از جا نخیزد گو مخیز پای چوبین در حنای خواب باشد بهترست

💡 با عصای عقل هرکس می‌رود در راه عشق طی دشت آتشین از پای چوبین می‌کند

💡 چو غازی به خود بر نبندند پای که محکم رود پای چوبین ز جای

💡 راست ناید با عصای زهد سیر راه عشق این بساط شعله خصم پای چوبین بوده است

💡 سنبلستان شد زمین از نقش پای کلک من پای چوبین اینقدر رفتار هم می داشته است؟

💡 سرو سیمین مرا از چوب خونین‌ گشت پای سرو گو با پای چوبین در چمن زین پس میای

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز