پاک گوهر

لغت نامه دهخدا

پاک گوهر. [ گ َ / گُو هََ ] ( ص مرکب ) رجوع به پاک گهر شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پاک نژاد پاک اصل اصیل پاکزاد حلال زاده نجیب خالص نسب پاک گهر.

فرهنگ اسم ها

اسم: پاک گوهر (دختر) (فارسی)
معنی: پاک گهر

جمله سازی با پاک گوهر

💡 غیرت آرد خون بحر پاک گوهر را به جوش چون صدف لب باز پیش ابر نیسان می‌کند

💡 زحرف آشنایی، پاک گوهر می رود از جا نسیمی سینه دریای اخضر را به جوش آرد

💡 زبیقدری غباری نیست بر دل پاک گوهر را کسادی از گهر روشن روانی را نمی گیرد

💡 در کهنسالی عیار فکرها روشنترست آبها را پاک گوهر می کند فصل خزان

💡 گشود گوهری عقل گرچه بس کانها نیافت هیچگه این پاک گوهر کانی

💡 مسلمان نباشد کسی کو به گیتی به دل مهر آن پاک گوهر ندارد