لغت نامه دهخدا
پاک پیوند. [ پ َ / پ ِ وَ ] ( ص مرکب ) پاک اصل. پاک نژاد:
بدختر چنین گفت پس شهریار
که ای پاک پیوند به روزگار.فردوسی.
پاک پیوند. [ پ َ / پ ِ وَ ] ( ص مرکب ) پاک اصل. پاک نژاد:
بدختر چنین گفت پس شهریار
که ای پاک پیوند به روزگار.فردوسی.
( صفت ) پاک نژاد پاک اصل.
پاک اصل پاک نژاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زن پاک پیوند فرمان روا برایشان فرو بسته دارد هوا
💡 تا با خود از ان مصاحب پاک پیوند وفا برم ته خاک
💡 چرا ریختی خون فرزند او بر انداختی پاک پیوند او
💡 ولی خون بریزی ز فرزند او همه دوده و پاک پیوند او
💡 نبودند شادان ز فرزند خویش ز بوم و بر و پاک پیوند خویش
💡 بود بیگمان پاک فرزند من ز تخم و بر و پاک پیوند من