لغت نامه دهخدا
پاردو. ( اِخ ) قریه ای به شمال کرمان.
پاردو. ( اِخ ) قریه ای به شمال کرمان.
قریه بشمال کرمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رونن برگمن در کتاب برخیز و اول او را بکش نوشت: انفجار بیدگنه به دستور تأمیر پاردو رئیس موساد انجام شد.
💡 آثار امیلیا پاردو بازان در پروژه گوتنبرگ
💡 اورکو پاردو (یونانی: Ούρκο Ράφαελ Πάρντο Γκόας؛ زادهٔ ۲۸ ژانویهٔ ۱۹۸۳) بازیکن فوتبال اهل بلژیک است.