ورزو

لغت نامه دهخدا

ورزو. [ وَ زَ ] ( اِ مرکب ) ورزاو. گاو نر که بدان آهن گاو بسته زمین مزرعه شیار کنند. ( ناظم الاطباء ). ورزگاو. رجوع به ورزاو و ورزگاو شود.

فرهنگ عمید

= ورزا

فرهنگ فارسی

ورزگاو
(صفت اسم ) گاو نر گاو ورز ور زاو گاو ماده: و هر بنده ای با زن و فرزند و مال و تجمل و هم چندانکه گاو ورزا او را بود او را گاوان ماده بود.
ورزاو گاو نر که بدان آهن گاو بسته زمین مزرعه شیار کنند

دانشنامه عمومی

ورزو ( به ایتالیایی: Varzo ) یک کومونه در ایتالیا است که در استان وربانو - کوزیو - اوسولا واقع شده است.
ورزو ۹۴٫۴ کیلومترمربع مساحت و ۲٬۲۰۹ نفر جمعیت دارد و ۵۶۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با ورزو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راست باش و خیر بخش و حلم ورزو عفو کن زین نکوتر پند ننوشتند هرکز در سطور