لغت نامه دهخدا
هرس کردن. [ هََ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فرخو کردن. شاخه های زاید درخت را بریدن. بریدن شاخه های رز راتا بار بیشتر دهد. تقضیب. ( از یادداشتهای مؤلف ).
هرس کردن. [ هََ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فرخو کردن. شاخه های زاید درخت را بریدن. بریدن شاخه های رز راتا بار بیشتر دهد. تقضیب. ( از یادداشتهای مؤلف ).
(مصدر ) ۱- بریدن شاخه های زاید درخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گو بسیار سختتر از بازیهایی مثل شطرنج، برای رایانهها به منظور برندهشدن است چون فاکتور شاخهبندی بزرگتر باعث منع سختتر برای استفاده از متدهای هوش مصنوعی سنتی مثل هرس کردن آلفا-بتا،پیمایش درخت و جستجوی کاشف میشود.
💡 با استفاده از پت، یافتهٔ جدید این است که هرس کردن نورونی که در میان سطح عادی و سطح سایکوپاتولوژی واقع شود میتواند موجب خلاقیت شود.