نازک دلی

مترادف‌ها

حساس، زودرنج

متضادها

سنگدل، بی‌احساس

لغت نامه دهخدا

نازک دلی. [ زُ دِ ] ( حامص مرکب ) رقت قلب. مهربانی. زودرنجی. رحم دلی. حالت و صفت نازک دل.

فرهنگ فارسی

متاثرگردد

جمله سازی با نازک دلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدین نازک دلی جانی تو داری تمنایت برم ناگه نرنجی

💡 ازو خواهم که هر کامی بیابی که تو نازک دلی غم برنتابی

💡 چو گل نازک دلی پر عشق و سرمست سماع و می صبوری چون دهد دست

💡 اگر نازک دلی از من کران گیر که خونم می تراود از نوایم

💡 بودن به طبع خوش منشان کار مشکل است نازک دلی به سر نرسانی عنا مبر

💡 او به دلیل نازک دلی زیاد، از کوچک‌ترین انتقادهای همکارانش در محیط کار رنجیده و ساعت‌ها در اتاق خود تنها و غمگین می‌ماند.

💡 شخصیت‌های ادبی که با ویژگی نازک دلی شناخته می‌شوند، معمولاً در برابر سختی‌های زندگی و بی‌مهری‌های اطرافیان بسیار آسیب‌پذیر و حساس هستند.

💡 اگر می‌خواهی در دنیای پر از چالش امروز موفق شوی، نباید با نازک دلی و حساسیت بیش از حد، فرصت‌های رشد خود را از دست بدهی.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران