ریشه واژه «قاموا» از کلمه «قوم» است که در منابع مختلف بیش از ۶۶۰ بار ذکر شده است. معنای اصلی واژه «قیام» در قاموس و دیگر لغتنامهها، برخاستن و ایستادن در مقابل نشستن ذکر شده است، اما این واژه دارای معانی متعددی است که هر یک در زمینه و موقعیت خاص خود کاربرد دارند. بررسی دقیق این معانی نشان میدهد که «قیام» نه تنها به معنای فیزیکی برخاستن است، بلکه مفاهیم عمیقتری را نیز در بر میگیرد.
یکی از کاربردهای اصلی «قیام» همان برخاستن است، مانند حالتی که گفته میشود: «پیش از آنکه از جایت برخیزی، من تخت را پیش تو میآورم.» در این معنا، قیام نشاندهنده حرکت و تغییر وضعیت از حالت نشسته یا قرار گرفته به حالت ایستاده است. معنای دیگری که برای قیام ذکر شده، توقف و ایستادگی است؛ بهگونهای که افراد در مواقع مشخصی حرکت میکنند و در مواقعی دیگر توقف میکنند و میایستند، مانند آنکه در نور روشن حرکت میکنند و در تاریکی توقف مینمایند.
معنای سوم و عمیقتر قیام، ثبوت و دوام است. در این مفهوم، مراد از قیام آسمان و زمین، استمرار و پیوستگی نظم موجود در آنهاست. در «مجمعالبیان» نیز آمده است که معنای قیام، ثبات و دوام است؛ و این ایستادگی به گونهای است که تا اراده خداوند برای نشستن وجود نداشته باشد، توقف و تغییری در آن رخ نمیدهد. بدین ترتیب، قیام هم نشانه حرکت و هم نماد استمرار و ثبات نظام هستی است و در سطوح مختلف، از فیزیکی تا معنوی، کاربرد دارد.