لغت نامه دهخدا
شانه کشیدن. [ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ دَ ]( مص مرکب ) بمعنی شانه زدن. ( بهار عجم ):
مشاطه گر نه ایم عروسان نغمه را
بر زلف شان چه شانه ز مضراب میکشم.طالب آملی ( از ارمغان آصفی ).|| در عنصر دانش بمعنی مضایقه نمودن است. ( بهار عجم ).
شانه کشیدن. [ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ دَ ]( مص مرکب ) بمعنی شانه زدن. ( بهار عجم ):
مشاطه گر نه ایم عروسان نغمه را
بر زلف شان چه شانه ز مضراب میکشم.طالب آملی ( از ارمغان آصفی ).|| در عنصر دانش بمعنی مضایقه نمودن است. ( بهار عجم ).
بمعنی شانه زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی تو به جز آینه دیدن که تواند زلف تو به جز شانه کشیدن که تواند