غیرتمند
مترادفها
باغیرت، غیرتدار، باصلابت، مردانه
متضادها
بیغیرت
لغت نامه دهخدا
غیرتمند. [ غ َ / غ ِ رَ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه غیرت دارد. کسی که نگاهدار عصمت و آبرو و شرف و عزت است و از قبول اهانت بر عرض خود ابا دارد. آنکه در حفظ عرض و ناموس متعصب است. غیور. || رشکین و غیور. ( ناظم الاطباء ). حسود. رشک برنده: نَغِرَة؛ زن غیرتمند. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
کسی که غیرت دارد، باغیرت، غیور، رشکن.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه غیرت دارد کسی که نگاهدار عصمت و آبرو و شرف و عزت است غیور غیرتناک غیرتی ۲ - حسود.
جمله سازی با غیرتمند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که درویش ارچه غیرتمند باشد به عجز خویشتن در بند باشد