غافل شدن

لغت نامه دهخدا

غافل شدن. [ ف ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بی خبری. آگاهی نداشتن. ذهل. اغترار. تغافل. غفول. غفلت. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان علامه جرجانی ). غهب. تغهب. ( تاج المصادر بیهقی ). سمود. ( دهار ). سهو. ( ترجمان القرآن علامه جرجانی ). غرارة. ( تاج المصادر بیهقی ):
چیست دنیا از خدا غافل شدن
نی قماش و نقره و فرزند و زن.مولوی.گر به معنی رفت غافل شد ز حرف
پیش و پس یکدم نبیند هیچ طرف.مولوی.دریغا که مشغول باطل شدیم
ز حق دور ماندیم و غافل شدیم.سعدی ( بوستان ).با هر که بنشینم دمی کز یاد او غافل شدم
چون صبح بی خورشیدم از دل برنمی آید نفس.سعدی.

فرهنگ فارسی

۱ - غفلت ورزیدن. ۲ - آگاهی نداشتن.

جمله سازی با غافل شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش من کفرست از یاد خدا غافل شدن از رگ خواب است زنار دل بیدار من

💡 بر بقای ما فنا بست از عدم غافل شدن آینه‌گر صاف باشد روزکس بیگاه نیست

💡 نیست ممکن جان روشن را ز حق غافل شدن قطره روشن محیط بیکران بیند به خواب

💡 فارغ فروغی از غم روی تو کی شود غافل شدن ز مساله کار حکیم نیست

💡 بازدارد راحت دنیا ترا از بندگی از خدا غافل شدن تعبیر خواب مخمل است

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز