صدبار

لغت نامه دهخدا

صدبار. [ ص َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شوی بخش بانه شهرستان سقز 11هزارگزی شمال بانه دوهزارگزی شمال شوی، کوهستانی سردسیر. سکنه 180 تن. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، توتون، کتیرا. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان شوی بخش بانه شهرستان سقز

جمله سازی با صدبار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لب مگر دان ز لب من که بدین لب صدبار بوسه دادستم بر دست ندیم سلطان

💡 وعده عمر تو از یزدان صدبار ده است وعده ملک تو از باری ده بار صداست

💡 خالدا بر روی زیبایش به فردوسم مخوان آتش دوزخ مرا صدبار از آن بستان لذیذ

💡 نیست در جوش تلاطم ناخدا غیر از خدا کشتی ما گر فتد صدبار در موج خطر

💡 ذوق یک بوسه بهکام من از آن نوش دهان هست صدبار به از چشمه ی حیوانی چند

💡 دلم را سوده‌ای صدبار و چون از عاشقان خود کم از من کس نمی‌بینی، چرا فرسوده‌ای دیگر؟

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز