لغت نامه دهخدا
شپل. [ ش ِ ] ( اِ ) شپلت. شپیل. شفل. پایه و مرتبه. ( برهان ) ( انجمن آرا ). پایه و مرتبه و منزلت و جاه. ( از ناظم الاطباء ). || پاچه شتر را گویند از آنجا که به زمین نزدیک است. ( از برهان ) ( از ناظم الاطباء ). سپل. سول. سفل. || صدا و آوازبلند کردن. ( برهان ). صدا بلند کردن. ( انجمن آرا ).
شپل. [ ش ِ ] ( اِ صوت ) آواز شافوت را گویند و آن صدایی باشد که کبوتربازان در وقت کبوتر پرانیدن از دهان خارج کنند. ( از برهان ) ( از انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ).