لغت نامه دهخدا
شأز. [ ش َءْزْ ] ( ع ص )زمین پرسنگ و ستبر. ( از متن اللغة ). جایگاه ستبر و سخت و مرتفع و خشن. ( از اقرب الموارد ). جای درشت سنگریزه ناک. ( منتهی الارب ). || ( مص ) بی آرام شدن. ( المصادر زوزنی چ بینش ص 389 ) ( از منتهی الارب ).
شأز. [ ش َءْزْ ] ( ع ص )زمین پرسنگ و ستبر. ( از متن اللغة ). جایگاه ستبر و سخت و مرتفع و خشن. ( از اقرب الموارد ). جای درشت سنگریزه ناک. ( منتهی الارب ). || ( مص ) بی آرام شدن. ( المصادر زوزنی چ بینش ص 389 ) ( از منتهی الارب ).
هم خوابگی با زن یا درشت شدن جایگاه
💡 چو پنهان کرد این سرّ یار در خویش مگو دیگر در اینجا بی شاز پیش