لغت نامه دهخدا
راشکی. ( اِخ ) در پنج فرسخ و نیم میانه جنوب و مشرق فهلیان است که جزء بلوک ممسنی فارس است. ( از فارسنامه ناصری گفتار دوم ص 304 ). و رجوع به راشک بلوط جهانه شود.
راشکی. ( اِخ ) در پنج فرسخ و نیم میانه جنوب و مشرق فهلیان است که جزء بلوک ممسنی فارس است. ( از فارسنامه ناصری گفتار دوم ص 304 ). و رجوع به راشک بلوط جهانه شود.
در پنج فرسخی و نیم میانه جنوب و مشرق فهلیان است که جزئ بلوک ممسنی فارس است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آنوحدت دوعالم راشکی نیست که موجود حقیقت جز یکی نیست
💡 باشگاه صبا در لیگ برتر ۹۶–۱۳۹۵ با هدایت عبدالصمد مرفاوی برغم شانس زیادی که برای بقا داشت موفق نشد و سقوط کرد. همچنین آنها در فصل ۹۷–۱۳۹۶ در لیگ یک و با هدایت مسعود راشکی بار دیگر و این بار به دسته دوم سقوط کردند.