زبان سنگین

لغت نامه دهخدا

زبان سنگین. [زَ ن ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از زبان لکنت دار. ( آنندراج ). زبان الکن. ( غیاث اللغات ). کنایه از زبان الکن. ( مجموعه مترادفات ص 191 ):
شهرت دیوان ز تمکین سخنور میشود
چون زبان سنگین شود حرفش مکرر میشود.سعید اشرف ( از آنندراج و مجموعه مترادفات ).

فرهنگ فارسی

کنایه از زبان لکنت دار کنایه از زبان الکن

جمله سازی با زبان سنگین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه می‌پرسی ازین راه پراندوه؟ زبان سنگین شود در وصف این کوه

💡 این زبان سنگین خوانش شعر را آهسته می‌کند و در جای دیگر احتمال غیرقابل اعتماد بودن راوی را تقویت می‌سازد:

مذمذه یعنی چه؟
مذمذه یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز