لغت نامه دهخدا
زارعین. [ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ زارع، در حالت نصبی و جری. رجوع به زارع شود.
زارعین. [ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ زارع، در حالت نصبی و جری. رجوع به زارع شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نویسندهٔ اجتماعی روسی وضع زندگی هممیهنان خود را که اکثریت آنان از زارعین و طبقات ملی بودند در نوشتههای خود توصیف کرده و حقایق تلخ و واقعیات ناگوار زندگی طبقات محروم را نشان دادهاست. کتابهای معروف او چون «یادداشتهای یک شکارچی»، «زمین بکر» و غیره انتقاد شدیدی از رژیم غلامی دهقانان است که در دوره تزاری معمول بود.
💡 در این زمان انتشار اعلامیهای رسمی از سوی دولت که واگذاری امتیاز تنباکو را تذکر میداد و در عین حال به زارعین توتون و تنباکو نیز وعدهٔ خرید عادلانه و نقدی محصولات آنها را میداد، موج گستردهای از نارضایتی را دامن زد.