ریگستان

لغت نامه دهخدا

ریگستان. [ گ ِ ] ( اِ مرکب ) ریگزار. ( ناظم الاطباء ). ریگ. جای ریگ ناک. ریگ بوم. رمل. ( یادداشت مؤلف ): روی در آن ریگستان آوردم و روان شدم. ( انیس الطالبین ص 217 ). رجوع به ریگزار شود.
ریگستان. [ گ ِ ] ( اِخ ) نام محلی بوده که بخارا از یک سو بدان محدود بوده است. رجوع به احوال و اشعاررودکی ج 1 ص 60، 89، 93، 96، 99 و 285 شود.

فرهنگ عمید

= ریگزار

فرهنگ فارسی

ریگزار
نام محلی بوده که بخارا از یکسو بدان محدود بوده است.

جمله سازی با ریگستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز پیکان های ناوک در دل گرمم نشان نبود به ریگستان چه جویی قطره های آب باران را؟

💡 این روستا در دهستان ریگستان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۴۶ نفر (۳۸خانوار) بوده‌است.

💡 به ریگستان نهاد اول قدم را کشید از آستین دست کرم را

💡 افزون بر رشته‌قنات‌های میروَس، ریگستان و تقی‌آباد، رود روس و ریزابه‌های آن که به هریرود می‌ریزند؛ زمین‌های باخرز را سیراب می‌کنند. محصولات آن زعفران (امروزه کشت غالب زعفران است)، تره‌بار، زیره، گندم، جو، پنبه و چغندر قند است و از درختان میوهٔ انار، توت، انجیر، آلو، زردآلو و انگور دارد.[نیازمند منبع] این شهر در دامنه‌های شمالی رشته‌کوه کوهسرخ قرار دارد.

💡 این روستا در دهستان ریگستان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1395، جمعیت آن 116نفر بوده‌است.

💡 او در سال ۱۹۰۹ میلادی در بخارا به دنیا آمد. او در دانشکدۀ تربیت معلم بخارا تحصیل کرد. نخستین نوشتۀ وی شبی در ریگستان بخارا نام دارد؛ او این نوشته را در سال ۱۹۲۷م در مجلۀ رهبر دانش به چاپ رساند.

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز