روچه
لغت نامه دهخدا
روچه. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) غوره خرما و خرمای پیش رس. ( ناظم الاطباء ). || در تداول مردم جنوب خراسان ( گناباد ) بر میوه پیشرس مانند انگور و شفتالو و جز اینها اطلاق میشود. انگور خام و ناپخته. ( از شعوری ).
روچه. [ چ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش سمیرم بالا از شهرستان شهرضا واقع در 25هزارگزی باختر سمیرم و 10هزارگزی راه مالرو چهارراه به سمیرم. دارای 100 تن سکنه است که مذهب تشیع دارند و به لری تکلم می کنند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
فرهنگ عمید
نوعی انگور، انگور پیش رس.
جمله سازی با روچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شواهد باستانشناسی حاکی از قدمت چندهزار ساله کشت و کار و تنوع ارقام انگور در این منطقه، گواه درست و دقیقی بر این ادعاست. مهمترین ویژگی انگور روچه قرمز سیستان که به آن نقشی ممتاز و بیبدیل میدهد، زودرسی و نوبرانه بودن آن است. روچه در شرایط اقلیمی این دشت، هفته اول خرداد ماه قابل عرضه به بازارمصرف است. این زمان از سال مصادف با بروز خلأ شدید در بازار میوه کشور و اوج تقاضای بازار است.
💡 مشخصات میوه انگور روچه سیستان بهطور میانگین تعداد جبه در خوشه ۲۳۰ عدد حجم خوشه ۱۲۳ و نیم سیسی، وزن ۲۳۰ گرم، عرض ۷ و یک و طول ۱۱ و ۷۵ است. هر یک حبه دارای ۲۲ درصد مواد جامد محلول، دم آن ۶۵ درصد سانتیمتر و حجم آن ۹۵ درصد سیسی و با یک و یک دهم طول و وزن یک گرم است.
💡 دم به دم از روچه میرانی خیالی اشک را او بر آب از خانهٔ مردم چو بیرون میچکد
💡 این روچه روی بود که یک جلوه چونکه کرد عالم که نیست بود از آن جلوه هست شد
💡 خوش آنکه چون ز سرم دردمند شد کف پایت زدی به پای سرم را که روچه درد سر است این