فرهنگستان زبان و ادب
{dolly pusher} [سینما و تلویزیون] متصدی روانه
{dolly pusher} [سینما و تلویزیون] متصدی روانه
💡 خلق بیپایان ز یک اندیشه بین گشته چون سیلی روانه بر زمین
💡 گاه چون موجی بر افرازان عَلَم گاه چون ماهی روانه بر شکم
💡 شب تا به روز خونِ دل است این نه آبِ سر کز چشم ما روانه بر اطلاق می کنی
💡 فضای چپ روانه بر این اردوگاه حاکم است ولی ویژگیاش آرامش و تأمین امنیت است و اینکه ارتش لبنان در این اردوگاه حضور ندارد.
💡 نوای بلبل و آواز چنگ و نغمه ی عود خوش است و خوش بود آبی روانه بر لب کشت
💡 شاه بهرام روز و شب به شکار قاصدانش روانه بر سر کار