فرهنگ معین
( دل تُنُک ) (دِ. تُ نُ ) (ص. ) کم حوصله، کم - ظرفیت.
( دل تُنُک ) (دِ. تُ نُ ) (ص. ) کم حوصله، کم - ظرفیت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خوبی و چالاکی چون شعر اثیری تو الا دل تنک او میدانت نمی بینم
💡 تو خود در جهان من می نکنجی مرا بین که بنشانده ام در دل تنک ریشت
💡 پهلو خور هنگامهٔ صحبت نتوان زیست زبن انجمنمکاش دل تنک برآرد
💡 شود چو غنچه سخن پیشه، شیشه شیشه شراب است چو دل تنک شد از اندیشه، شیشه شیشه شراب است