درایان

فرهنگ عمید

در حال حرف زدن، دراینده، گوینده.

جمله سازی با درایان

💡 این هرزه درایان همه در راه درآیند گر بانگ درایی رسد از قافله ما

💡 نی دلیل است که این هرزه‌ درایان طلب بال و پر ریختن ناله شکر می‌بندد

💡 ناله ای کز سر دردست شنیدن دارد دل به بیهوده درایان جرس نتوان داد

💡 از حرف، لب هرزه درایان نتوان بست خاموش کند گوش گران بیهده گو را

💡 خامشی مهر لب هرزه درایان گردد بحر از عهده سیلاب برون می آید

💡 عشق پاک است درین قافله جنسی که مراست بیمی از هرزه درایان جرس نیست مرا