لغت نامه دهخدا
خامه ای. [ م َ / م ِ ] ( ص نسبی ) برنگ خامه || منسوب به خامه.
- نان خامه ای؛ قسمی شیرینی که در آن خامه کنند.
خامه ای. [ م َ / م ِ ] ( ص نسبی ) برنگ خامه || منسوب به خامه.
- نان خامه ای؛ قسمی شیرینی که در آن خامه کنند.
برنگ خامه یا منسوب به خامه
{creamy} [علوم و فنّاوری غذا] ویژگی مادۀ غذایی با قوام خامه مانند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چگونه اند وفا و کرم امیدم هست به یک دو حرف سر خامه ای بجنبانی
💡 چه قاصد که تا خامه ای می کنم سر دلم صد خبر می رساند پیاپی
💡 نبود حزین، کم از رگ ابر گهر نثار هر خامه ای که مصرع رنگین به جا گذاشت
💡 طالب حاجات زواری،تو تا با خامه ای قابض ارواح اعدایی، تو تا با خنجری
💡 تا هست در میان سخن آتشین عشق هر خامه ای که هست، رگ کان آتش است
💡 خواهم از هر مژه کردن خامه ای پس به درد دل نبشتن نامه ای