تابوتی

لغت نامه دهخدا

تابوتی. ( ص نسبی ) منسوب است به تابوت معروف. ( سمعانی ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به تابوت.

جمله سازی با تابوتی

💡 قضا را دید تابوتی که در راه گروهی خلق می‌بردند ناگاه

💡 در چنین جسم چو تابوتی میان خون و خاک این شهید روح را هر لحظه خوشتر داشتی

💡 در ۱۶۷۴ تابوتی چوبی در برج لندن پیدا شد که حاوی استخوان‌های دو کودک بود. با فرض اینکه این استخوان‌ها باید متعلق به ادوارد پنجم و برادر کوچکترش ریچارد باشد، باقی‌ماندهٔ اجساد را با نام آن دو در کلیسای وست‌مینستر لندن به خاک سپردند.

💡 اسکندر که بمرد، در تابوتی از طلایش نهادند و به اسکندریه اش بردند. و گروهی از حکیمان بر وی زاری کردند.

💡 خصم تو شاها همی بیهوده جوید تخت و تاج کش به جای تخت تابوتی همی باید خرید

💡 بعد از آن تابوتی آمد پیش راه مجمعی درگرد آن با درد و آه

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز