جادوستان

لغت نامه دهخدا

جادوستان. [ س ْ / س ِ ] ( اِ مرکب ) جایگاه جادوان. محلی که جادوان در آن جمع باشند. محل سکونت جادوان. مجازاً به هندوستان نیز گفته شود:
ببرم پی از خاک جادوستان
شوم با سپر سوی هندوستان.فردوسی.چو پیداست نامت به هندوستان
به چین و به روم و به جادوستان.فردوسی.از این پس نخوانیم هندوستان
مگرخانه کید و جادوستان.فردوسی.

فرهنگ عمید

۱. جایگاه جادوگران.
۲. محل اجتماع جادوان.
۳. [مجاز] هند.

فرهنگ فارسی

( اسم )۱- محلی که جادوان در آن جمع باشند ۲- هندوستان.

جمله سازی با جادوستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن کجا کاوس کرد او نیت جادوستان وان کجا محمود کرد او نیت هندوستان

💡 ببرم پی از خاک جادوستان شوم تا سر مرز هندوستان

💡 همی تیغ از بهر جادوستان رسانید بر من شه راستان

💡 جهان جادوستان از چشم مستت فلک جان بر میان جادو پرستت