ضادی

لغت نامه دهخدا

ضادی. ( ع ص، اِ ) خشمناک. ج، ضُداة. || سخن زشت که بخشم آورد. ج، ضوادی. || آنچه تعلل و بهانه کنندبدان و هیچ فعل محقق نشود برای وی. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با ضادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدهٔ لینی دراز چون امل اهل آز مخرج ضادی غلیظ چون دل ارباب‌کین

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران