لغت نامه دهخدا
صابرین. [ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صابر.
صابرین. [ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صابر.
( صفت اسم ) جمع صابر در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند )
اسم: صابرین (دختر) (عربی) (تلفظ: sāberin) (فارسی: صابرين) (انگلیسی: saberin)
معنی: بانوی صبور و شکیبا، ( جمع صابر )، صابر، جمع صابر
💡 گشتاسبی از ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۸ جانشین فرمانده سپاه فتح کهگیلویه و بویراحمد بود، تا ۱۳۹۲ بهعنوان فرمانده تیپ ۱۱۰ سلمان فارسی فعالیت میکرد و از ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۳ فرماندهی تیپ نیروی ویژه صابرین را برعهده داشت. وی در فاصله سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ جانشین فرمانده قرارگاه قدس بود، از ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ بهعنوان فرمانده سپاه سلمان سیستان و بلوچستان فعالیت میکرد، از ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ معاون بازرسی نیروی زمینی سپاه پاسداران بود و از تیرماه ۱۴۰۲ تاکنون نیز فرمانده سپاه بیتالمقدس کردستان است.